معنای اسم زَینَب
با سلام. اکثر لغت شناسان معنای اسم زینب را ذیل ریشه "زنب" آورده اند و غالبا برای آن سه معنای زیر را ذکر کرده اند:
۱. درخت خوش منظر و خوش بو
۲. چاق
۳. ترسو
مستندات:
👈 (لسان العرب، ابن منظور، قرن۷، ج۱، ص۴۵۳):
أَبو عمرو: الأَزْنَبُ الْقَصِيرُ السَّمِينُ، وَبِهِ سُمِّيَتِ المرأَة زَيْنَبَ. وَقَدْ زَنِبَ يَزْنَبُ زَنَباً إِذا سَمِنَ. والزَّنَبُ: السِّمَنُ. ابْنُ الأَعرابي: الزَّيْنَبُ شَجَرٌ حَسَنُ المَنْظَر، طَيِّبُ الرَّائِحَةِ، وَبِهِ سُمِّيَتِ المرأَة، وَوَاحِدُ الزَّيْنَبِ لِلشَّجَرِ زَيْنَبة.
👈 (القاموس المحیط، فیروزآبادی، قرن ۹، ص۹۵):
زَنِبَ، كَفَرِحَ: سَمِنَ.
والأَرْنَبُ: السَّمينُ، وبه سُمِّيَتِ المَرْأةُ زَيْنَبَ، أو مِنْ زُنابى العَقْرَبِ لزُباناها، أو مِنَ الزَّيْنَبِ، لِشَجَرٍ حَسَنِ المَنْظَرِ طَيِّبِ الرَّائِحَةِ، أو أصْلُها: زَيْنُ أب.
وزَنْبَةُ: امْرَأَةٌ.
والزَّيْنَبُ: الجَبانُ.
👈(المعجم الوسیط، جمعی از نویسندگان معاصر، ج۱، ص۴۰۲):
الزينب: الجبان وَ شَجر حسن المنظر طيب الرَّائِحَة وَبِه سميت الْمَرْأَة.
نکته: بجز احتمال شاذ ذکر شده از فیروزآبادی در القاموس المحیط، تا جایی که در میان کتب لغت جستجو کردم، جایی ندیدم که زینب را از ریشه "زین أب" بیان کرده باشند!
ضمنا فیروزآبادی قرن ۹ می باشد و ابن منظور صاحب لغت نامه مشهور لسان العرب قرن ۷ می باشد و متقدم است و سخنی از ریشه "زین أب" ندارد!! و فقط به همان سه معنای گفته شده، اشاره کرده است.